سفارش تبلیغ
سرور مجازی
سرور مجازی
خبرنامه
 

از سفر تا سفر!

سفرمان را از روبه‌روی موسسه آغاز می‌کنیم، او هم سفرش را آغاز می‌کند، اما ما کجا؟ او کجا؟ استاد می‌رسد و همه با هم حرکت می‌کنیم. مقصد روستای ابو زید آباد کاشان.

برای دوستانت چه سخت و گران است، یادمان نمی‌رود، خوش اخلاق بودی، چهره‌ات معصومیت خاصی داشت و آرامش در آن نمایان بود. هر موقع سوال می‌پرسیدی یا جواب می‌دادی، عمق مطالعه و تدبر در درس و هوش و ذکاوتت نمایان می‌شد. نگذاشتی هیچ کس از غمت با خبر شود، یکه و تنها همراه با مدد پروردگار به مبارزه پرداختی.

محمد جان معصومه‌ی چند ماه‌ات تنهاست، دو سه شبی‌ست که نه بابا او را دیده نه او بابا را! هنوز تازه به لباس مقدس سربازیِ صاحب و مولایمان مزین شده بودی. بی انصاف این رسم رفاقت و همراهی بود؟! بی خبر گذاشتی و رفتی؟ حتی با اصرار، امتحان آخر ترم را هم دادی و رفتی. به قول خودت خیالت راحت شد و رفتی زیر تیغ جراحی! برای دوستانت همت و پشتکارت به یادگار ماند. همراه با سختی‌های این بیماری، حتی از ما چندین برابر بهتر می‌خواندی و تفکر می‌کردی حتی تا آخرین لحظه‌ها.

سفر ما به ابو زید آباد تمام شد. چه سخت بر ما گذشت وقتی که از بین اقوامش عبور می‌کردیم. تو هم سفرت را آغاز کردی و ما هم نه چندان دور این سفر را آغاز می‌کنیم! بالاخره ما هم می‌آییم، همه مسافریم. در این سفر چه بر ما خواهد گذشت؟ ما می‌مانیم و اعمالمان، تنهای تنها! این همه جمعیت روستا و اقوام نزدیک و آشنایان، تو را با مشتی خاک، همراه با اعمالت تنها گذاشتند.

گاهی چه بد فراموش می‌کنیم و یادمان می‌رود؛ سفرِ مَن کی فرا می‌رسد...

از سفر تا سفر!

پ.ن: محمد عرب، 29 ساله یکی از دوستان خوش استعداد و امیدهای گروه علوم تربیتی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمة الله علیه بود که چند روز پیش به خاطر جراحیِ تومور مغزی و عدم رسیدگی کافی بعد از جراحی ما را با معصومه‌ی چند ماهه‌اش تنها گذاشت و عزم دیار باقی کرد. بقای عمر و صبر برای بازماندگاندش إن شاء الله.

الحمد لله رب العالمین، إنا لله و إنا إلیه راجعون


[ پنج شنبه 91/12/3 ] [ 7:12 عصر ] [ حسین هاتفی ]

از فرعی اومدم بیرون تا عرض خیابون رو طی کنم

یه ماشین از دور دست میومد

حرکت کردم... به وسط خیابون که رسیدم:

صدای ترمز شدیدی شنیدم...

به سمت چپ نگاه کردم:

دود لاستیک و تشریف فرمایی همون ماشین به سرعت...

کمتر از یک ثانیه با مرگ فاصله داشتم

بیش از سی متر خط ترمز...

بیش از صد کیلومتر سرعت...

به خیر گذشت... بماند...

همین امروز، البته در اصل دیروز:

کمتر از یک ثانیه تا مرگ

لینک عکس در صورت عدم نمایش

چرا فکر میکنیم که حالا حالاها رفتنی نیستیم؟

ما لی أرى حبّ الدّنیا قد عذب على کثیر من النّاس حتّى کأنّ الموت فی هذه الدّنیا على غیرهم کتب و کأنّ الحقّ فی هذه الدّنیا على غیرهم‏

نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آلهص: 806)

چرا میبینیم محبت دنیا بر بسیارى از مردم غالب آمده که گوئى در این جهان مرگ‏ بر غیر ایشان مقرر شده و گوئى در این جهان حق بر غیر ایشان واجب آمده است.

آیا می تونم تضمین کنم که چند لحظه دیگه زنده هستم یا نه؟

قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیبِ وَالشَّهَادَةِ فَینَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ «الجمعة/8»

بگو: «این مرگی که از آن فرار می‌کنید سرانجام با شما ملاقات خواهد کرد؛ سپس به سوی کسی که دانای پنهان و آشکار است بازگردانده می‌شوید؛ آنگاه شما را از آنچه انجام می‌دادید خبر می‌دهد!»

کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَیرِ فِتْنَةً وَإِلَینَا تُرْجَعُونَ «الأنبیاء/35»

هر انسانی طعم مرگ را می‌چشد! و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش می‌کنیم؛ و سرانجام بسوی ما بازگردانده می‌شوید!

چرا اینقدر ما مغروریم؟ یا أَیهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ «الإنفطار/6»

ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟!

آمادگی برای مرگ داریم؟ بار و کوله باری برداشته ایم؟

وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یأْتِی أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَکُنْ مِنَ الصَّالِحِینَ«المنافقون/10»

از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»

سخن آخر

حضرت رسول صلی الله علیه و آله: اعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ‏ أَبَداً وَ اعْمَلْ لآِخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَداً.  وسائل الشیعه ج7 ص76

برای دنیایت چنان فعالیت کن که گویا تا ابد زندگی خواهی کرد

و برای آخرتت چنان فعالیت کن که گویا همین فردا می میری

پ.ن1: خدایا مرگم را هنگامی قرار بده که بار و کوله باری سنگین داشته باشم

که آن را به قیمت غیر قابل توصیفی بخری (فقط خودت)

نکنه یه وقت درون بارم، کالای ممنوع یا اضافه بار داشته باشم و جریمه ام کنی.

پ.ن2: عاقبت همه ما رو به خیر کن.


[ یکشنبه 91/1/13 ] [ 12:53 صبح ] [ حسین هاتفی ]

دیشب جاتون خالی

یادواره شهدای یه جایی بود

وقتی سخنران حضرت علامه

راوی حاج آقای ماندگاری

و مداح هم آقای سلحشور باشند

حضور چند خانواده شهید مثل...

چه با صفا و شیرین بود

حاج آقای ماندگاری یه روایتی فرمودند خیلی جالب بود و دل شکست:

پیرمرد با چند تا از رزمنده های جوون بحثشون بالا گرفته بود

دعوا بر سر اینکه چه کسی معبر مین رو باز کنه

هر کدومشون میگفتند چرا تو بری، خب من میرم

فرمانده گفت قرعه بندازید

پیرمرد اسمها رو نوشت

فرمانده یکی رو برداشت

اسم پیرمرد بود!

رفت.. پس از مدتی...

انفجار...

پیرمرد پرکشید به آسمان...

بعد از عملیات فرمانده کاغذها رو که از جیبش بیرون میاره، میبینه:

روی همه کاغذها اسم خودش رو نوشته بود...

پ.ن: این پیرمرد مصداق بارز این شعر است:

مرگ اگر مرد  است گو پیش من آی

تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

من از او جانی ستانم جاودان

او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ

یعنی میشود روزی رسد که بتوان این شعر را با اطمینان کامل خواند؟


[ دوشنبه 90/12/22 ] [ 12:15 صبح ] [ حسین هاتفی ]
منوی اصلی

حسین هاتفی
کوله بارم سنگین، راه بسی طولانی و ناهموار، دستهایم کوتاه و خرما بر نخیل! سالهاست عهدی بسته ام، عنوانی مقدس را یدک می کشم و سربازِ نامهربانِ مهربان ترینم.
امکانات وب
مهربان های امروز: 6
مهربان های دیروز: 104
مجموع مهربانی ها: 327383
تعداد یادداشت ها: 176
99/9/5
12:17 ص
فهرست موضوعی

خاطره[25] . زندگی[18] . بندگی[16] . خداوند[15] . سفر[8] . بصیرت[8] . نماز[8] . نامحرم[7] . تبلیغ[7] . امام حسین[7] . علامه مصباح[7] . طلبگی[6] . قیامت[6] . شهید[6] . امام زمان[6] . حجاب[6] . نگاه[6] . بقیع[5] . امام خامنه ای[5] . ازدواج[5] . امتحان[5] . رمضان[5] . خانواده[4] . شهادت[4] . زیارت[4] . فرزند[4] . امام خمینی[4] . اخلاق[4] . تصادف[4] . نقد فیلم[4] . نفس[4] . مدینه[4] . معنویت[4] . گناه[4] . مرگ[4] . توبه[3] . جاده[3] . جنگ نرم[3] . انتظار[3] . شیعه[3] . عمار[3] . دعا[3] . جنگ[2] . حیاء[2] . روستا[2] . دنیا[2] . شادی[2] . شهید گمنام[2] . عمامه[2] . عروسی[2] . عشق[2] . طلبه[2] . غیرت[2] . عکس[2] . فیلم[2] . امام علی[2] . تولد[2] . پیرمرد[2] . چادر[2] . خواب[2] . فضای مجازی[2] . فقر[2] . ماشین[2] . مجازی[2] . طلاق[2] . مکه[2] . کربلا[2] . ولایت[2] . ولایت فقیه . کتاب . کفش . کلاس . کلاه . نماز شب . نوجوان . وسواس . وفای به عهد . نعمت . نقد . محبت به اهل بیت . محرم . محرم و نامحرم . مدرسه . مدیر . منا . مرغ . ماهواره . فلش . گوش . لپ تاپ . مادر . مادرانه . مسجد . مشکلات جوانان . مشهد . معرفت . معرفی سایت . معرفی کتاب . معلم . خون . خیابان . دانشجو . درخت . درس . دریا . دست راست . دشمن . حاجت . حاجی . حج . حساب . حضرت زهرا . حضرت معصومه . حضور قلب . حق و باطل . تبرک . تحقیق . تحلیل . تدبیر و امید . تقوا . تهران . جنوب . جوان . جبهه . جشن . امام هادی . اردکان . امام رضا . اسب . استاد . استاد قلی پور . اطاعت . الگو . آتش . آخرت . آرزو . آسفالت . اتوبوس . اجتماعی . اخلاص . انسان . انصاف . انفاق . انقلاب . انگشت آبی، انتخابات، فاطمیه، ولایت، شهادت، نظام اسلامی . ایران . ایمان . اینترنت . باغ . بانه . امتحان الهی . انار . انتخاب اصلح . انتخابات . بنده . بیمه . پدر . قبر . قتل . قطعنامه . قلب . قم . کفش . گریه . گمنام . غدیر . غربت . غرور . غضب . فاضلاب . فتنه . فرهنگی . فریب . طنز . ظهور . عتبات . شکر . صبحانه . صدقه . صله رحم . صلوات . عفت . عقد . عمر . عید . شور . شیطان . شهدا . شهرت . سیاست . سیاسی . شخصیت . شراب . شعر . شعور . شفاعت . شمال . زینب . ساختمان پزشکان . سعادت . دوست . دیانت . دینداری . رانندگی . رفاه . روحانی . روحانیت . خانه . دعوت . دفاع مقدس . خدمت به مردم . خلفت .