شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

درب کنسرو بازکن برقی
کاش اين لبخند هوس آلود را به لبخند و رضايت علي عليه السلام نمي‌فروخت! کاش خبر داشت که چه بسا اگر خود مولا علي عليه السلام حضور داشتند بر صورتش سيلي مي‌زدند! کاش خبر داشت که مردي به عمر گفت: حق مرا از علي بن ابي‌طالب بگير. عمر گفت: حق تو از چه قرار است؟ آن مرد گفت: سيلي بر من زد. عمر از علي عليه السلام پرسيد: آيا تو به اين مرد سيلي زده‌اي اي اباالحسن؟ حضرت علي عليه السلام فرمود: آري. عمر گفت: به چه
به چه علت؟ حضرت علي عليه السلام فرمود: «رأيته يتامل حرم المؤمنين في الطواف» *ديدم در حال طواف به ناموس مؤمنين چشم چراني مي‌كند*. عمر گفت: «احسنت يا اباالحسن» كار خوبي كردي اي اباالحسن، آنگاه رو به آن مرد كرد و گفت: «وقعت عليك عين من عيون الله» چشمي از چشمان خدا تو را ديد ـ و بر تو سيلي زد ـ پس حقي به گردن علي عليه السلام نداري تا من وي را بازخواست كنم. رياض النضرة، محب الدين طبري، ج 2 ص 145.
ساعت ویکتوریا
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله شهريور ماه
vertical_align_top